تبلیغات
تخته سیاه
تخته سیاه

دوستان عزیز در این وبلاگ مطالب متنوعی را خواهید دید . با گذاشتن نظرات خوشحالم خواهید کرد .

لطفا برای مسابقه ی وبلاگ برتر و دادن امتیاز به این وب ، بر روی لوگوی وبلاگ برتر کلیک فرمایید.

لطفا در نظرسنجی هم شرکت نمایید.


بهداشت...

هفته قبل دم غروب در اوج شلوغی مترو و در یکی خفتِ‌هم‌پُرشده‌ترین واگن‌ها، یک بابایی کنارمان چسبیده بود و چنان بویی می‌داد که بوی جنازه‌ سه‌هفته رها شده در بیابان، در برابرش بوی یاس بود. نتوانستم تحملش کنم و چند ایستگاه زودتر از مترو پیاده شدم، اما بوی لامصب انگار به لباسام سنجاق شده بود. تا رسیدم خانه دوش گرفتم و لباس‌هایم را شستم اما همچنان آن بوی لاکردار حضور داشت. لباس‌ را به یکی از دوستانم که دم پارک طالقانی مسئول توالت بود نشان دادم، گفت در طی 40سال ِگذشته، نهایتا این دومین رایحه‌ خاصی است که به مشامش خورده!

مسئول مجرب‌ترین خشک‌شویی تهران پیشنهاد داد که لباس‌ها کاملا یون‌زدایی بشوند. به آن اسپری «اوزیوم دی» زده شود، بعد دوباره با دستگاه یون‌زدایی بوی اسپری هم از لباس خارج شده و سپس با یک دستگاه پیشرفته، لباس را در معرض هوای پر فشار و پِرِس قرار بدهند، و بعد یکبار با روغن زیتونِ دفع شده از معده‌ حلزون بشورندش. بعدش لباس را زیر دستگاه بخار ببرند، بعد چهار بار با انواع تایدهای خارجی سابیده شود و ضمن آغشته‌سازی به سرکه رقیق شده با مکنده‌‌های تر و خشک به جان لباس بیفتند، تا هر جور مایع و گازی از لباس خارج شود، بعد لباس را یک هفته در محلولی از ده خوشبوکننده برتر هلند همراه با 10 لیتر گلاب قمصر بخوابانند، و در مرحله بعد با بوی گل سوسن و یاسمن به جان تار و پودش بیفتند، اما.... نتیجه را می‌دانید... لباس همچنان بو می‌داد! در نهایت مجبور شدم لباس دوست‌داشتنی‌ام را روانه
‎‌ سطل آشغال کنم. اما حالا یک سوال دارم، اصلا خاصیت این بوی گند چیست؟


جز این‌که وقتی ورزش یا کار می‌کنیم عوض جایزه دچارش می‌‍‌شویم؟ به‌راستی چرا سیستم بدن آدمیزاد اینگونه است؟ صد رحمت به راسو! اصلا چه می‌شد اگر عرقِ آدمیزاد بوی خوب می‌داد؟ شاید اینگونه اصلا نظم کنونی حاکم بر جهان، شکل دیگری رقم می‌خورد... شاید آن‌وقت به‌جای اینکه رخت چرک‌ها را بندازیم توی لباسشویی می‌گذاشتیم توی گلدان. به‌جای خوشبوکننده، قرص تشدید تعرق می‌خریدیم. به‌جای این ماسماسک‌ها، به آینه جلوی ماشین، کثیف‌ترین جوراب یا نشسته‌ترین البسه‌ خود را آویزون می‌کردیم، شیک و مجلسی، گل‌گلی و خوش‌رنگ! اصلا صنعت مامان‌دوزی را به صنعت خودروسازی گره می‌زدیم. یا مثلا گندترین لباس‌هایمان را در مجلس عروسی می‌پوشیدیم و از جورابِ کثیف به‌عنوان کراوات استفاده می‌کردیم تا نشان دهیم ایرانی آریایی چقدر به بهداشت خود اهمیت می‌دهد.

یا مثلا وقتی بیکار بودیم، بلند می‌شدیم در حد اسب می‌دویدیم تا بوی خوش از سر تا پایمان شُرشُر کند. این‌جوری هر کس بیشتر کار می‌کرد، خوشبوتر می‌شد و حتی می‌توانست کم‌کم با تولید ادکلن ...

کاسبی راه بیندازد، اصلا مشکل بیکاری هم حل می‌شد و عَدل و مهرورزی همه جا را فرا می‌گرفت!


نتیجه گیری به عهده خواننده......



چهارشنبه 16 مرداد 1392 توسط شهناز | نظرات ()



دوستان عزیز در این وبلاگ مطالب متنوعی را خواهید دید . با گذاشتن نظرات خوشحالم خواهید کرد .

لطفا برای مسابقه ی وبلاگ برتر و دادن امتیاز به این وب ، بر روی لوگوی وبلاگ برتر کلیک فرمایید.

لطفا در نظرسنجی هم شرکت نمایید.


مولانا..
سو ء تفاهم ها...
دنیا خلوت تر از اونی بود که فکرش را می کردیم.....
سخن روز
" تخته سیاه"
پیدایم کن...
زن بودن
kisses 2000
یادمون ندادند
تو
دلی که تنها تو خداشی
ستایش...
بیا و مرا معنی کن
عاشقت شدم
دعا
حالم خراب است!
بزرگ شدیم!
عمر
خیلی وقت ها
تنها...
دوست داشتن...
چه قدر...
سعدی...
می شود...
سخن
تقدیم
زندگی من ...
برای خودم ...
تو...
سخن ...

خرداد 1394
دی 1393
آبان 1393
مهر 1393
مرداد 1393
تیر 1393
خرداد 1393
اردیبهشت 1393
فروردین 1393
اسفند 1392
بهمن 1392
دی 1392
آذر 1392
آبان 1392
مهر 1392
شهریور 1392
مرداد 1392
تیر 1392
خرداد 1392
اردیبهشت 1392
فروردین 1392
اسفند 1391
بهمن 1391
دی 1391
آذر 1391
آبان 1391
مهر 1391
شهریور 1391
مرداد 1391

شهناز

گیکفا(محسن)
دوست باز
هفت آسمان
بیترین
دکوراسیون
سایت تفریحی وسرگرمی همه چی، همه جا(آرش)
بازدید کننده=پول
سایت تفریحی روتیک
جام ورزش
سایبون
آوازک
بهاریست (کد موزیک)
وبیها
سیریش
دنیا در یک نگاه
سایت تفریحی فانی فاز
نما دانلود
مجله ایران من
تبادل لینک

آوای فاخته(م.ع فاخته)
مجله اینترنتی استوا
تکرار خاطره ها( مهلا)
ایران شاد
تاریخ و دانستنی های ایران(زاد چهر)
علمی
دیونه
امشبم گذشت و کسی نکشت مارا(رضا)
همه چیز...(بنیامین)
به جرم جدایی(دریا)
کرم ابریشم
کوچه پنجم
من و دلتنگی هام( م.ر)
دلنوشته های یک ذهن خطرناک
درکوچه پس کوچه های پاریس(النا)
عطش(محمد)
ادبستان ( سعید)
نقطه...
دوست(شاهین)
عاشقانه(پرستو)
The night sky ( محمد)
بی عشق (داداش سجاد)
بی نهایت
معراج
وبلاگی برای امروزی ها ( احمدی)
تنهایی (سحر)
یک استکان چای( فاطمه )
عشق زیر باران (عاشق)
خنده
زندگی بدون سختی نمیشه (دیبا)
طبیعت روستای اواشانق(حسین)
غزلی که شیطان برای من سرود(زهرا)
پسرک پیر
وبلاگ شخصی بهمن کیماسی
پسر اسفند 68(آرش)
تعبیر خواب
بدو بیا فضولی
تنهاترین همسفر(اشکان)
فریاد خفه(حسین)
هرچی که بخوای هست (علی)

دوستان عزیز به نظر شما چه آهنگی برای این وب مناسب است :






بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
كل مطالب : عدد


قالب وبلاگ
گالری عکس

// setTimeout(function () { // GetMihanBlogShowAds(); // }, 1000);